علي محمد ميرجليلى
294
وافي ( مبانى و روشهاى فقه الحديثى در آن ) ( فارسى )
12 - خطابى . « 1 » 13 - محمّد بن زكرياى رازى . « 2 » 14 - زمخشرى . « 3 » 15 - سهروردى . « 4 »
--> ( 1 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 1238 . ابوسليمان احمد ابراهيم خطابى ( م 388 ق . ) از علماى اهل سنّت است كه شرحى بر « سنن » ، ابىداوود به نام « معالم السّنن » نگاشته و به همراه آن به چاپ رسيده است . حمص ، 1388 ه . ( 2 ) . الوافى ، ج 8 ، ص 1042 . رازى ( 251 - 313 ق . ) در علم طبّ ، فلسفه ، منطق ، رياضيات و نجوم مهارت داشت . گفتهاند كه هيچ گاه از قلم و كاعذ جدا نمىگشت و دائماً در حال نوشتن بود . ابوريحان بيرونى در فهرستى كه براى كتابهاى رازى تهيه نموده ، از 184 كتاب وى در رشتههاى گوناگون نام برده است كه بيشترين آنها ( 56 عدد ) در علم طب بوده است . آقاى دكترمحمود نجمآبادى ، عضو انجمن بين المللى تاريخ طب ، در كتاب « مؤلفات و مصنّفات ابوبكر محمّد بن زكرياى رازى » جمعاً 271 اثر از آثار رازى را ذكر نموده كه نشان دهنده عظمت علمى اين مرد بزرگ است . مهمترين كتاب رازى همانا « الجامعالكبير » در طب مىباشد كه به « حاوى » معروف شده و رازى براى تأليف آن هجده سال كار كرده است . ( فيلسوف رى ، فصل 1 و 5 و 6 . ) ( 3 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 391 - 392 . ابوالقاسم محمود بن عمر بن محمّد معروف به « جار اللّه » ( 467 - 538 ق . ) در علوم مختلف و به ويژه بلاغت تسلط داشته است و كتاب تفسير وى « الكشاف » بيان كنندهء نكات بلاغى قرآن مجيد است . زمخشرى از اهالى « زمخشر » از توابع خوارزم بوده و مدتى در مكّه سكونت گزيده و به همين جهت به « جار اللّه » معروف گشته است . « اساسالبلاغه » ، « الانموذج » ، « اطواق الذهب » ، « الفائق فى غريب الحديث » و « اعجب العجب شرح لامية العرب » از ديگر نوشتههاى اوست . ( الكنى و الالقاب ، ج 2 ، ص 298 . ) ( 4 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 330 و 392 . شهاب الدين يحيى بن حبش سهروردى ( 549 - 587 ق . ) از اهالى سهرورد از روستاهاى زنجان است . وى از فلاسفهء الهى است كه به سير و سلوك معنوى پرداخت و به « شيخ اشراق » مشهور گشت ؛ زيرا حكمت اشراق را در جهان اسلام ترويج نمود . يكى از شاگردان وى به نام شهرزورى در كتاب « نزهة الارواح » شرح حال استاد خود را به نگارش درآورده و بخشى از آن در مقدّمه « مجموعه مصنّفات شيخ اشراق » ج 3 ، آمده است .